سيد محمد جزائري

14

نابغه فقه وحديث ، سيد نعمت الله جزائري

ولى نه علم كه از حق ترا نمايد دور * چو درس دانس و پيانو نواى موزيكان سلوك راه طريقت مجو ز غزّالى * كه درج كرده در احياء وساوس شيطان ز فخر راز مشكّك حقيقتي مطلب * « يخال لجّة ماء سرابه الظمآن » چه نغز گفته بشير و شكر بهاء الدين * كه فلسفه ندهد عايدى بجز خسران به علم عاشقى آور رخ ، اى سعادت جوى * نشسته چند بر چرك سفره يونان نه بر بشر ز عقول عشر بيابى سود * نه درد را ز هيولى و صورتش درمان ستان معالم شرع از سلاله نبوي * ز خاتم الرسل و ز على عاليشأن به حق كه باقر علم است معدن اسرار * چنانچه صادق آل است منبع عرفان صراط مستوى امتند و فلك نجات * بسان كشتى نوح و خداى كشتيبان مداد عالم أفضل بود ز خون شهيد * چنانچه در خبر آمد ز سيد أكوان خصوص نشر مآثر ز عترت هادي * نخست بهره برش مجلسي شادروان مؤلفات وى از حد فزون ز روح قدس * مؤيد آمد و پا سود تارك كيوان مدار شرع كه اطلاق آيت عظمى * بر أو حقيقت باشد مجاز از دگران جزائرى ز جنابش مشاور أعلى * قمر شمارى اگر انجمند شاگردان يگانه معتمد صاحب بحار هم اوست * سزد وزارت هارون ز موسى عمران نگر هشام حكم نزد حضرت صادق * نبود با دگر أصحاب در شرف يكسان ز صلب پاك مهين پيشواى مذهب و دين * بسى نوابغ فضل و هنر شدند عيان مبرهن آمد أزين دودمان با رفعت * كه فخر ز آل نزار است بر بنى قحطان به ويژه مير محمد كه بر بسى أحفاد * تطاول است ورا چون حطيم بر أركان بنو نهالى و سن جوانى آن ذو المجد * ربود قدح معلى ز سائر اقران بسان ابن مطهر به اجتهاد رسيد * و يا چو فاضل هندى محقق دوران